گولِندام
حتی باران پروردگارم هم به زمین آسیبی نمیرساند، پس آیا کاری که با من کردی منصفانه است؟
اگر دندههایم را میشکستی و تکه گوشتی را که سالها برایت حمل کردهام، بیرحمانه پاره میکردی، درد کمتری داشت.
در آن لحظه، درد سوزان روحم نبود، بلکه از این شاد میشدم که تکه گوشتی که برایت حمل کردهام در دستان خندان توست و از مرگ اینقدر نمیترسیدم.




Bu şiir ile ilgili 0 tane yorum bulunmakta